تبليغاتX
::. اسپانتا مانیا .::

اسپانتا مانیا

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385

 

: پیوندها

 

پرنده ای بنام آذرباد
لیلی پروانه شمع خدا
اقیانوس آرام
تنها امیدم لبخند غنچه ها
رهگذر خیال
سهم شب
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
 

 

خدايا ! منتظر مگذار چشمهايي را که رو به آسمان شب نور مهتاب درونشان غرق شده است .
خدايا ! خالي مگذار دستهاي کوچکي را که نيازشان بزرگي توست .
خدايا ! تنها مگذار قلبهايي را که از بي وفايي و تنهايي تپشي ملال آور دارند .
خدايا ! مأواي اشکهايي باش که از بي پناهي بر پهناي صورت مي غلتند .
خدايا ! آبي کن؛ آبي کن لحظه هاي ظلمت نشان اين روزگار را .

خدايا ........
آسمان دلم ابري است
هواي چشمانم باراني است
صداي گريه هايم خاکستري است
گامهايم خسته از اين راهند ، غرور رمق شان را برده ، سنگيني وجود من قامتشان را خميده .

خدايا ............
نذار چشام بي تاب باشه
نذار دلم غصه دار باشه
نذار دستام خسته بشن
نذار ... . . . .  .  .  .  .

                                       خدايا ! عاشقان را غم مده ، شکرانه اش با من

| +| نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385 توسط مانیانا  |   |  ارسال به دوستان
 
اشکهایم
 

 برای اینکه صدای شکستن دلم شنیده نشود ، با صدای بلند می خندم .

آسمان

اشکهایم را به سویت می فرستم تا بارانی شود برای عاشقان

تا هیچ غریبه ای اشکهایشان را نبیند .

| +| نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385 توسط مانیانا  |   |  ارسال به دوستان
 
تو بی رحم بودی

یک نفر تو را آشناتر از من خواند .
یک نفر تو را بی صداتر از من نوشت .
 یک نفر تو را آبی تر از من کشید .
یک نفر تو را همصداتر از من سرود .
یک نفر تو را ساده تر از من نواخت .
یک نفر تو را مهتابی تر از من ستود .

اما . . . . .  .   .    .     .
هیچکس تو را غریبانه تر از من نخواند .
هیچکس تو را خسته تر از من ننوشت .
هیچکس تو را آسمانی تر از من نکشید .
هیچکس تو را سوزناکتر از من ننواخت .
هیچکس تو را عاشقانه تر از من نستود .

می دانی چرا ....... . . . .   .
همیشه صدایم را در سینه حبس کردی تا تو را نخوانم ... . . . .
قلمم را شکستی تا تو را ننویسم ... . . . .
رنگهایم را سیاه و سفید کردی ... . . . .
ترانه هایم را نوحه کردی ... . . . .
سازم را شکستی ... . . . .

بر سر در قلبم قفل سکوت زدی

تا صدایم برای ستودنت هم به خدا نرسد .... . . . . . 

همیشه قصه ای ناتمام رهایم کردی ... . . .  .  .  .  .

تو بی رحم بودی .. . . .  .  .   خیلی بی رحم . . . .  .  .  .

| +| نوشته شده در  جمعه 13 مرداد1385 توسط مانیانا  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved